السيد الطباطبائي

62

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

انوار پيامبر و ائمّه عليهم السلام ، اثبات كرده است . و متوجّه نشده كه اگر وجود موجود مجرد غير از خدا محال بود ، حكم محال بودنش با تغيير اسم ، تغيير نمى كند كه آن چه آنان ( فلاسفه ) عقل مى نامند ، نور يا طينت ناميده شود . توضيح : يعنى خود مجلسى پس از آن كه وجود جوهر مجرد غير از خدا را انكار كرده كه از جمله آن ها عقل مجرد است ، سپس برگشته همان عقل مجرّد را تحت عنوان و اسم نور و طينت پذيرفته است . البته اگر چنين باشد درست است . اما ببينيم چنين است يا نه ؟ - ؟ بررسى : علامه طباطبائى ( ره ) در اين فرمايشش اشكال هاى متعددى بر سخن علامه مجلسى ( ره ) وارد كرده است : 1 - فلاسفه اثبات كرده اند كه حجيت ظواهر دينيّه ، متوقف است بر برهانى كه عقل آن را اقامه كند . اين فرمايش ايشان درست است . اما : الف : كدام برهان ؟ برهانى كه مقدمات آن از انتزاعات ذهنى تشكيل شده است - ؟ انتزاعات ذهنى كه در خارج از ذهن و در جهان حقيقى و واقعى ، وجود ندارند . مانند : وجود منهاى ماهيت ، ماهيت منهاى وجود ، جوهر بدون عرض ، عرض بدون جوهر « 1 » ، و . . . ب : مراد از عقل در « برهان عقلى » كه مى فرمايد ، چيست ؟ در برگ هاى پيش گفته شد كه آن چه در ارسطوئيات به كار نرفته عقل است ؛ آنان « ذهن » را با عقل عوضى گرفته اند و هم فلسف ارسطوئى از اول تا آخر ، ذهنيات است نه عقليات . با اين همه صداى كوس عقل گرائى شان گوش جهان را كر كرده است . براستى كر كرده است و گرنه براى همگان روشن مى شد كه آنان غير از پرداختن به ذهنيات كارى ندارند .

--> ( 1 ) - پيش تر در مبحث شماره 2 گذشت و به شرح رفت كه غير از خداوند ، موجود مجردى وجود ندارد .